رد شدن و رفتن به محتوای اصلی

پست‌ها

نامه ای از حقوق بشر از جایی نا معلوم برای ما!

پست‌های اخیر

ما هر شب مان یلدایی است!

ما هر شب مان يلدايي ست. مثل خواهري كه برادرش در جنگ نابرابر با طالبان است. مثل خانمي كه همسرش سرباز است، مثل مادري كه پسرش را مثله و پوست كرده اند در غور. مثل زني كه منتظر طلوع افتابست براي سنگسار. ما هر شبمان يلداست. انار نه، خون و شب و تاريكيست، تربوز نه كه سردي و زمختي شبست كه پر از يلدايمان ساخته است. ما تاريكيم و درون تاريكي زندگي مي كنيم و به تاريكي عادت كرده ايم.
بيرون رفتن از كدام شب طولاني را جشن مي گيريم اي دوست ؟ وقتي كه خوردن انار قندهار روياي يك ساله كودك قندهاري است كه سهم او بيشتر از انار باغ همسايه، واسكت انتحار است و تربوز و ميوه خشك، نااشناي خانه اكثريت مردم اين سرزمين كه خشخاش را بيشتر از گل بادام مي شناسند. ما فقط از تاريكي طولاني يك شب طبيعي مي گذريم نازنين و به يك طلوع دروغين مي رويم. براي ملتي كه در يلدا غوطه ور است ايا جشن عبور از يك شب با درازي چند دقيقه مضحك نيست؟
براي عبور از يلداي ترسناك جهالت چه بايد كرد؟ اين سوال تاريخيست.

آقا من مرد ستیز نیستم!

آقا من مردستیز نیستم، من اصلاح‌گر جامعه هستم. من تمام کاستی و کمی‌ها و تمام بایستی‌ها را گوش‌زد می‌کنم. به تو می‌گویم این گونه باید می‌بودی. این گونه باید جامعه را می‌ساختی. این گونه عمل می‌کردی. آیا اینکه من تو را موجودی مهربان می‌خواهم، به معنای ستیزه با توست؟ من اصلاح‌گر جامعه هستم از دنیایی که از بستر خواب، اقتدار یک مرد تعریف می‌شود و تا بیرون و اجتماع. ضعیف‌ترین جنس شما، قوی‌ترین است در خانواده وقتی هر فریاد او حرف اول و آخر یک تصمیم کوچک و بزرگ است. وقتی می‌تواند در زندگی دو نفره زنی را تهدید به بیرون رفتن از زندگیش کند. وقتی می‌تواند هر اتهامی را به معنای ناسازگاری به زنی ببندد، آیا اینکه من از تو توقعی داشته باشم که بهتر از امروزت باشی، به معنای مردستیزی‌ست؟
آقا دنیای ما خشن شده است و سهم تو در این خشونت فراگیر بیشتر از من زن است. آن چنان که من به حیث یک زن، طفلی را به دنیا می‌آورم تو هم با بیشتر تصامیمت دردی را به زایش می‌گیری و زخمی را بر پیکر جامعه می‌بندی. هر جا اختطافی می‌شود، مردی در آن سهم اعظم دارد. قتلی می‌شود مردی در آن حضور دارد. دزدی می‌شود، سنگ‌ساری می‌شود، مردی ح…